كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى ( 1375 ش : قم و اردبيل )
16
محقق اردبيلى ( فارسى )
و او را در خدمت ائمه قرب عظيم بوده . و بعضى از ثقات به وسايط معتمده از شاگرد او مير فيض اللّه تفرشى كه او نيز از علما و اتقيا بوده نقل مىنمودند كه گفت شبى از شبها ديدم كه او از خانه خود بيرون آمد و متوجه روضه مقدسه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام شد من نيز مخفى به نحوى كه او مطلع نشود از عقب او روان شدم چون به نزديك در روضه مقدس رسيد درها گشوده و قفلها باز شد پس آمد و در برابر ضريح مبارك ايستاد و مىشنيدم كه شخصى سخن مىگويد پس بيرون آمد و متوجه مسجد كوفه شد و باز من از عقب او همهجا مىرفتم تا داخل مسجد كوفه شد پس به نزد محراب مسجد آمد و با شخصى سخن بسيار گفت و مراجعت نمود در حال مراجعت مرا تنحنحى عارض شد پس او به طرف عقب نگريست و مرا ديد پرسيد كه تو با من بودى گفتم بلى از آن وقت كه از خانه بيرون آمدى تا الحال كه مرا ديدى پيوسته از عقب تو روان بودم پس مبالغه نمودم و سوگند دادم كه مرا خبر ده به آنچه از او مشاهده نمودم فرمود كه مسأله از مسائل دين بر من مشكل شده بود آمدم به خدمت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و از آن حضرت پرسيدم آن حضرت فرمود كه امروز امام زمان حضرت صاحب الامر عليه السّلام است برو به مسجد كوفه و در نزد محراب از آن حضرت سؤال كن پس رفتم نزد مسجد و آن مسأله مشكله از آن حضرت سؤال نمودم و جواب شنيدم چون اين واقعه را نقل فرمود از من عهد گرفت كه در حيات او اين واقعه را به كسى نقل ننمايم و من به عهد خود وفا كردم و بعد از وفات او نقل نمودم . و زهد او به مرتبه بوده است كه نقل مىنمايند كه قافله زوار نجف اشرف وارد شد يكى از اهل قافله بر آخوند برخورد و او را نشناخت و تكليف نمود كه رخوت راه ما چركين شده مىخواهم كه براى من بشويى و قبول فرمود و جامها را گازرى نمود و آورد در آن حال صاحب جامه آخوند را شناخت و مردم توبيخ او بر اين عمل مىنمودند و او زبان به معذرت گشاد آخوند فرمود كه حقوق برادران مؤمن بر يكديگر زياده از آن است كه جامه از او را بشويد چرا معذرت مىخواهى .